Textfeld: معرفی کتاب:
نام کتاب : کورش کبير(بنیانگذار شاهنشاهی هخامنشیان) 
نوشتۀ : هارولد آلبرت لمب 
برگردان به پارسی: صادق رضازاده شفق
انتشارات کتاب پارسه 

هارولد لمب مولف کتاب حاضر برای ایرانیــــان ناشناس نیست. حتی اگر
 ایرانیان او را نشناسند، لمب به خوبی با ایران و تاریـــــخ آن آشناست.
 او چندبار به کشور ما مسافرت کرده و مطالعاتی انجام داده و در تاریخ
 و ادب و داستان ایـــران و بعضی ملل مجاور غور کرده و از دل آنــــها 
مـــــقالات و کتب بسیاری را منتشر کرده است. برخی تالیفات معــــروف 
او عبارت اند از: عروس ایــــران، عمر خیام، چنگیزخان، تیمور لنگ،
 جنــــــــگ های صلیبی و اســــکندر مقدونی.این روزها که بحـــث ها و
کشمکش هایی بر سر توجه به تاریخ ایران باستان و بویژه کـــــوروش
 هــــخامنشی وجود دارد، مطالعه کتابی درباره او می تواند واقعیت های
 مربوط به این پادشاه خوشنام و تاریخ شـــــــکوهمند ایران را برجسته
 تر سازد. کوروش (سایروس) نام مشهوری است و در روزگار نیــاکان
 ما شاید یکی از متدوال ترین نام های مردانه بوده است. درباره دولت هخامنشی که پس از کوروش ظهور کرد به تفصیل در وقایع نامه ها نوشته شده است ولی شخص کوروش همچنان مرموز و ناشناخته مانده است. این کتاب بعد از سه بخش مقدمه مترجم، منابع و شناخت کوروش وارد فصل های هفت گانه می شود و آغاز کودکی در کوهستان، سوگند کوروش، گنج کرسوس، در آتش باختری، بابل سقوط می کند، دعوت مغ و پایان کار را پیش روی مخاطب می گذارد. یادداشت هایی از مولف و مترجم نیز بعد از فصل های کتاب درج شده است.در بخشی از "کوروش کبیر"می خوانیم: "کوروش در سه چهار روز اول حکومت خود در بابل توجه مردم شهر را با نمودار شدن روزانه در خیابان ها و گردش بدون تشریفات جلب کرد و این رفتار برخلاف مرسوم بخت النصر تندخوی و کناره جوی و نبونید تودار، جلب محبت مردم را می کرد و پادشاه همان طور که با گدایان گفتگو می کرد با وزیرانش هم به همان سبک صحبت می کرد و احکام خود را صادرميکرد؛ بدون اینکه آنها را کتبا ابلاغ کند و الواحی برای بایگانی تهیه کند... کوروش به سال 538 اهتمام کرد ازدحام اقوام را از شهر پایتخت تعدیل نماید و با این عمل منظور این بود جمعیت ولایات را زیادتر کند و به عده کشاورزان و ماهی گیران در آن نقاط بیفزاید..."