ذره ذره خاک ايران متعلق به تک تک ايرانيان است

 

اندیشه

 

 

 حتی اگر تمدن با شکوه و پر افتخار میهن را در معادلات کنونی به حساب نیاوریم و هویت یک‌دست ایرانی مردمان این مرز و بوم را فقط مسئله‌ای تاریخی بدانیم، در حال حاضر ذره ذره خاک ایران متعلق به تمام ایرانیان است. مگر می‌شود هرکسی با مادرش قهر کند، برود در کانادا مستقر شود و بخواهد با فک و فامیل دور هم کشور تشکیل دهند؟ این صحبت‌های خنده‌دار که ما تصمیم گرفته ایم جدا شویم آدم را یاد دعواهای کودکانه می‌اندازد. اگر پدر بمرد و به خانه پدری حمله کردند، ما باید آن را باز ستانیم، نه اینکه بگوییم می‌خواهیم اتاق خواب کودکی‌مان را جدا کنیم و برویم! آن اتاق برای همه فرزندان خانه پدری است. یادمان باشد که ما هرچه داریم از خانه پدری است. خاطره‌ها و شوق‌ها و جست و خیزهایمان، همه و همه اینجا است. این را بدانیم که تک‌تک سنگ‌های سبلان به تمام بلوچستانی‌ها هم تعلق دارد. همانطور که همه ریگ‌های دشت کویر به آذری‌ها.هرگز کسی نمی‌تواند مدعی ذره‌ای از خاک ایران شود که نام ایران بر آن نباشد. حتی اگر تک تک ایرانیان داخل و خارج نشین نیز همه و همه رضایت دهند، ما هنوز به نسل‌های بعدی بدهکاریم! این برای آبادانی است، برای پاسخگویی در پیشگاه تاریخ است. مهم‌تر از همه برای قدر دادن به مقام انسان است. بس است این نژادپرستی و دعوای نژادی. ایران را مملکتی آباد و آزاد کنیم. مملکتی برای زندگی یک انسان.امروز عده‌ای از مادرشان قهر کرده و ادعا دارند که تمام آذربایجان کارد به استخوانش رسیده است! خود را سخنگوی میلیون‌ها نفر می دانند. ما همه می دانیم که مملکت ما تحت ظلم است. تحت سلطه دیکتاتوری است. مملکتی که با تکیه بر مذهب به عنوان محور اتحاد به جای ملیت، بزرگترین ضربه را خورده است. این یک اشتباه تاریخی و دامن‌گیر بوده است. این که چگونه چنین اتفاقی اقتاد خود بحثی مفصل است اما به هر حال این مورد اکنون به دیکتاتوری فعلی انجامیده است. اما این یک مشکل ملی است. یک معضل همگانی است. بنابراین همه با هم برای رسیدن به ایران آباد و آزاد تلاش می کنیم.این بهانه‌های واهی و واژه‌ها و ترکیبات عجیب و غریب برای چیست؟ بگذارید من بگویم. این یک نژاد پرستی شوم است. این افراد بارها اعلام کرده‌اند که پایبند به اندیشه‌های فاشیستی و نژادپرستانه دیکتاتور بزرگ “آتاتورک” هستند که نلسون ماندلا حاضر به پذیرش نشان اهدایی منسوب به ایشان نشد ونسل کشی نژادی ارامنه نیز هنوز داغ ننگی بر پیشانی او است. افراد مذکور، بارها اعلام کرده‌اند که هدف آنها تشکیل یک کشور از خاک ایران است! کشوری تحت عنوان ” آذربایجان ج ن و ب ی”. اما در پشت نقاب خواسته‌های مدنی، خود را پنهان می‌کنند تا ارام آرام مردم میهن‌دوست اذربایجان را فریب دهند. زهی خیال باطل! این‌ها از تبار آریایی کینه در دل دارند. این در حالی است که تمام ایرانیان، از آریایی و عرب و دیگران، هیچ‌کس مشکل نژادی با آنها ندارد.هم‌وطنان ایرانی آذربایجانی تورک زبان و آذری زبان من ! امروز دیگر نقاب از چهره این دشمنان میهن برداشته شده است. نشان داده‌اند که سخنانی چون “هویت طلبی” و “آموزش زبان مادری” فقط بهانه‌ای برای ابراز وجودی موزیانه است. اگر چنین نبود کار یک حکومت دیکتاتور را به نام ایران ربط نمی دادند. اگر چنین نبود در کنار سایر ایرانیان برای دستیابی به حقوق خود و دیگران تلاش می‌کردند. وقتی در ایرانی آزاد یک سیستم سیاسی منصف و همه پسند برای ارج نهادن به نام انسان به کار گرفته شود، می‌توان از تمام منابع ایران برای تمام ایران بهره گرفت و نیک‌روزی و رفاه و خوشبختی را تجربه کرد. این به رای مردم ایران گذاشته خواهد شد که چه سیستمی انتخاب شود. همه سیستم‌های پیشنهادی نیز وقت کافی برای تبلیغ و تشریح خواهند داشت. حال این نکته را نیز در نظر بگیریم که هموطنان آذربایجانی، از نظر رفاه و حقوق شهروندی و حضور در چرخه اقتصاد و سیاست کشور، همین الان نیز بسیار فعال بوده و تا بالاترین مقام‌های سیاسی کشور صعود می‌کنند. در چنین شرایطی دیگر نواختن ساز زشت جدایی چیست؟ هیچ دلیلی جز نژاد پرستی نمی‌تواند این موضع را توجیه کند. برای نمونه یک نقل قول از یکی از این منادیان جدایی‌خواه را در اینجا می‌آورم: “ایران فقط یک مرز جغرافیایی سیاسی است که برای ما آزربایجانیها وطن بشمار نمیآید!” . البته اینگونه شفاف سخن گفتن فقط هر از گاهی از دامن زنندگان به خصومت های نژادی شنیده می‌شود. آنها اکثرا در پوستینی از مظلوم‌نمایی و حق‌طلبی ظاهر می‌شوند.من در میان نسل جدید و خوش‌فکر ایران، هیچ تعصب نژادی نمی‌بینم. اینکه بحث هایی بر سر تاریخ شکل گیرد و در این بحث ها حقایق از افسانه ها تشخیص داده شوند یک موضوع است اما اینکه در حال حاضر کسی برتری نژادی را از زبان تحت تکلم فعلی بداند ندیده‌ام. البته در طبقات اجتماعی تحت نفوذ دیکتاتوری چنین موردی دیده می‌شود. این دنباله همان اشتباه قدیمی است که بازگو شد. به طور قطع چنین موردی در ایران آزاد در حد قابل گذشت، از بین می‌رود و می‌توانیم بگوییم که محو خواهد شد. از طرفی تورک زبانان نیز مهر ایران در دل داشته و از میهن خود حمایت می‌کنند. مسئله نژادی نیز فقط یک دلخوری اجتماعی در طبقات خاصی از جامعه است که قطعا با اتخاذ سیاست‌های صحیح فرهنگی در سطح کلان، از بین خواهد رفت. بازگو کردن این واضحات، تنها به این دلیل است که مبادا هموطنان آذری زبان من از این مظلوم‌نمایی و تزویر احساس دل‌رحمی کنند و ناخواسته حمایت خود را نثار کسی کنند که تیشه به ریشه آنها می‌زند.بنابر‌این، جدای از اینکه مشکلات قومیتی کنونی ربطی به اتحاد و میهن دوستی نداشته و اتفاقا میهن دوستی چاره حل این مشکل است، ایران برای همه ایرانیان است. هیچ کس حق ندارد آنجایی را که در آن ساکن است با نامی غیر از ایران بخواهد. چراکه آن خاک متعلق به تمام مردم و همچنین نسل‌های آینده است. از طرفی، منفعت همه در این است که همه دست در دست هم از تمام توان برای ساختن جامعه‌ای برای انسان، بر پایه رعایت موازین حقوق بشر بکوشیم. رفراندوم آزاد و سالم در فردای آزادی می‌تواند در حضور آگاهی و اطلاع رسانی، به جامعه‌ای سکولار بینجامد که در آن ملیت با تمام مصادیق کنونی‌اش تعریف شود و در خدمت انسانیت در آید. پس همه با هم برای ساختن ایرانی سکولار و آزاد تلاش کنیم. که در آن شرایط، نظام منتخب چه جمهوری باشد چه فدرالیسم و یا هرچیز دیگری قابل احترام است.

آدينه 7 مرداد 2569